این نامه را با قلبی آکنده از درد، اما استوار در راه حقیقت و دادخواهی، به حافظه تاریخ می سپاریم.
بار دیگر اخبار تکاندهنده و موثق حاکی از تعرض و تجاوز جنسی به بانو غزل مرزبان، زن شجاعی که تنها به جرم باور به مسیحیت در سیاهچالهای جمهوری اسلامی محبوس است، نشاندهنده اوج انحطاط اخلاقی و ساختار شکنجهگر حکومتی است که خود را دینی مینامد، اما عملکردش حاکی از ضدیت کامل با تمام موازین انسانی، اخلاقی و الهی است.
استفاده از تجاوز جنسی به عنوان سلاحی برای ارعاب و درهمشکستن اراده معترضان و خانواده های آنان، شیوهای جدید در این رژیم نیست. این جنایات رذیلانه از همان سالهای اولیه شورش ۵۷ و تشکیل حکومت اسلامی علیه مخالفان سیاسی و عقیدتی، و با تکیه بر قواعد شرع مقدس در سحرگاهان اعدام آغاز شد!
در ادامه، در جریان اعتراضات ۸۸ و جنایات فجیع حکومت در شکنجه گاه کهریزک، ابعاد این هتک حرمتها چنان عریان شد که حتی برخی مقامات رژیم نیز ناچار به اعتراف شدند.
ماشین سرکوب رژیم بار دیگر در انقلاب ملی ایران نیز با قساوت کامل به کار گرفته شد؛ حکومت ابلیسی اینبار علاوه بر به خاک و خون کشیدن دهها هزار کودک و جوان و پیر، از تعرض و تجاوز بی محابا به دختران معترض، حتی به جسم بی جان برخی گرامی بانوان سرزمین مان فروگذار نکرد و این امر گواهی بر این حقیقت است که این نظام به هیچ خط قرمزی در زیر پا گذاشتن کرامت انسانی باورمند نیست.
این حجم از توحش در حالی رخ میدهد که در قانون اساسی خود رژیم، ادعاهایی ریاکارانه درباره آزادی بیان، حفظ کرامت انسانی و حقوق شهروندی گنجانده شده است؛ اما حقیقت تلخ این است که ساختار حاکم حتی به حداقلهای قوانین دستساز خود نیز هیچ باوری نداشته و قانون در این نظام، تنها نقابی برای پنهان کردن سرکوب مطلق است.
آزادگان جهان باید به هوش باشند که «تراموای کولیما» همچنان با سوخت سکوت در برابر آنچه بر غزل مرزبان و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی میگذرد، در حرکت است.
زمان آن فرا رسیده است که جهانیان توامان با قطع روابط سیاسی و دیپلماتیک با این رژیم جنایتکار، آمران و عاملان این جنایات را در دادگاههای بینالمللی به پای میز محاکمه بکشانند.
گر نه، این تراموا در مرزهای «گولاک» سر باز ایستی ندارد!
حزب آزادگان مسیحی ایران(آما)
پانوشت:
اصطلاح «تراموای کولیما» به صفوف تجاوز دسته جمعی به زنان سیاسی و دگر اندیش، در اردوگاه های کار اجباری استالین اطلاق می شده است.