مسیحیت و سیاست

دکتر سینا*

در بعضی از محافل مسیحی ایرانی افراد مدعی هستند که مسیحیان نباید در سیاست دخالت کنند و یا عضو احزاب سیاسی باشند.

بجای بحث بر سر درستی یا غلطی این دیدگاه، افدام درست نقد آن است.

در ابتدا بایستی به معنای سیاست و سیاسی بودن پرداخت.

اگر به سیاست بعنوان شغل نگاه شود، این یک مسئله شخصی است که بسته به استعداد و رسالت شخصی افراد مختار هستند آن را انتخاب کنند یا خیر.

اما اگر به سیاست بعنوان یک مسئولیت در قبال جامعه و مسائل آن نگاه شود در این صورت نمیتوان با عنوان اینکه من سیاسی نیستم از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرد. شاید بهتر باشد در این مورد، بجای واژه سیاست از کنشگری استفاده شود.

افراد براساس مفهوم کنشگری در قبال مسائل خود، خانواده و جامعه مسئول هستند. همانطور که عیسا مسیح و شاگردانش، کنشگر بودند و با اقداماتشان به ما پیروان و مدعیان مسیحیت آموزش دادند که در قبال مسائل جامعه خود منفعل و بی تفاوت نباشیم.

زمانی که عیسا مسیح معبد پدر را از فروشندگان و… پاکسازی کرد کنشگری بود و زمانی که با تعالیم خود دست فریسیان و صدوقیان و…. را رو کرد نیز کنشگری بود.

زمانی که پلوس در محضر دادگاه های مختلف ایستاد و از مسیحیت دفاع کرد نیز مثالی از کنشگری است.

حال ما مسیحیان ایرانی در مقابل ظلم و جفایی که در چهل و اندی سال، توسط حکومت اشغالگر جمهوری اسلامی نسبت به افراد و جامعه روا شده، میتوانیم سکوت کنیم و اقدامی نکنیم؟ آیا نباید صدای مردم ایران باشیم؟

آیا سکوت با روح مسیحیت همراستا است؟ جایی که مسیح میفرماید به برادر خود محبت کن!!! آیا نشنیدن، ندیدن و اقدام نکردن برضد ستم جاری در مملکت، وضعیت معیشتی هم وطنان و…. معنایش محبت مسیحیایی است؟

آیا طبق تعالیم مسیح وظیفه ما فقط دعا برای ایران است؟ که اگر اینگونه بود مسیح و شاگردانش بجای تعلیم، در گوشه ای مینشستند و برای مردم دعا میکردند و در جامعه و محافل حضور پیدا نمیکردند!!!

اگر در قبال ظلم سکوت نماییم هیچ فرقی بین ما و عوامل فاسد و جنایکار رژیم نیست، کسانی که در این چند دهه جفاهای بسیاری نسبت به ایران و ایرانی نموده اند و سکوت ما عاملی، برای پایداری این رژیم خواهد بود و این امر صد در صد با روح مسیحیت و آزادی درمسیج، تناقض دارد.

توجه به بخشی از خواسته های به حق که در ذیل اشاره میشود بیانگر این نکته است که هیچ فرد مدعی مسیحیت ، نمیتواند منفعل باشد و خود را کنشگر نداند.

یک کنشگر مسیحی بایستی:

  • صدایی رسا برای نیازها، دغدغه‌ها و حقوق مسیحیان در مجامع محلی و جهانی باشد.
  • برای حق انتخاب دین، ترویج حقوق بشر در ایران به ویژه در مورد مسائلی مانند برابری در مقابل قانون، آزار، تبعیض و به حاشیه رانده شدن مردم تلاش نماید.
  • موضع‌ نسبت به بی‌عدالتی‌های سیستمی و ساختاری در کشور داشته باشد، با فقر و تبعیض مبارزه کند، از حقوق گروه‌های به حاشیه رانده شده حمایت کند و برای دسترسی همه افراد و گروه‌های مردمی به فرصت‌های برابر تلاش نماید.
  • برای ایجاد ساختارمناسب در جامعه، آموزش رفتارهای اجتماعی همراه با محبت، شفقت و عدالت مسیحی ، فرهنگ احترام و گسترش جامعه‌ای مشتمل بر عدالت و دلسوزی مبارزه و تلاش نماید.

این موارد بخشی از کنشگری میباشد که وظیفه همه مردم و بخصوص مسیحیان میباشد. اگر کسی به این موارد اعتقاد نداشته باشد، میتوان گفت مبتلا به بیسوادی سیاسی و ناآگاهی از اصول مسیحیت است.

در اینجا اشاره به جمله ای از برتولت برشت خالی از لطف نیست: بیسواد سیاسی کر و کور است و درک سیاسی ندارد و نمیداند هزینه های زندگی از قبیل قیمت نان ، مسکن، دارو و…. همگی به تصمیمات سیاسی وابسته هستند.

در انتها اگر نمیخواهید سیاستمدار باشید، مشکلی نیست، در یک جامعه آزاد هر کس مختار است به دنبال علایق خود برود اما حداقل تفکر و عمل کنشگری داشته باشید و درمقابل مسائل جامعه بی تفاوت و خاکستری نباشید زیرا بی تفاوتی خود کمک به ظالم است و به پایداری ظلم و ستم در ایران کمک مینماید و این رفتار با ایمان مسیحی منافات دارد.

*پزشک زیبایی ، کنشگرفرهنگی و اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

درخواست عضویت

جهت در خواست عضویت در حزب لطفا فرم زیر را تکمیل فرمایید.