رضا شاه بزرگ و دشمنانش

نویسنده: دکتر توماج آریان*

در اینکه رضا شاه بزرگ بعد از کوروش هخامنشی که ایران را پدید آورد، دومین شخصیت از اینگونه است تردیدی نیست. رضا شاه پدر ایران نوین است و اگر او نبود ایران به این شکل احتمالا وجود نداشت.

رضا شاه ویرانه ای را در سال ۱۳۰۰ تحویل گرفت و بعد از بیست سال کشوری با ارتش منظم و موسسات مدرن و بانک ملی و راه آهن و جاده سراسری تحویل داد. ولی این شخصیت دشمنان کینه توز و گسترده ای هم داشت که شامل سه دسته بودند که گاها خاستگاه تعدادی از این افراد در هر سه دسته مشاهده میشد.

  • گروه نخست شامل روحانیون و طبقه علما بودند که با پدید آمد دولت ملی و مدرن تمام امتیازات خود را از دست دادند. این امتیازات شامل سیستم آموزشی، سیستم قضایی و سیستم جمع آوری وجوهات امامزاده ها بود. رضا شاه آموزش و پرورش و دادگستری را مدرن کرد و وجوهات امام زاده ها را نیز از دست آنان خارج کرد. پس طبیعتا دشمن درجه یک رضا شاه و دولت مدرن و سکولار او روحانیت شیعه بود.
  • گروه دوم شامل شاهزادگان قاجار بود که از سفره ایران و ایرانی دستش کوتاه شده بود ولی با توجه به اینکه تحصیل کرده ترین قشر در ایران بودند، هنوز در مسولیتهای مهم و سیستم پارلمانی حضور داشتند و همانها بودند که در حساس ترین زمانها ضربه های دهشتناک به ایران و دولت مدرن رضا شاه زدند. نمونه بارز این افراد را میشود در یک نام خلاصه کرد، محمد مصدق که تا زمانی که در مجلس شورای ملی بود باتمام قوا به مقابله با طرح های مدرنیزاسیون رضا شاه چه در کسوت نخست وزیر و چه در کسوت پادشاه پرداخت.
  • گروه سوم شامل طرفداران بلشویک ها و بعدها حزب توده بودند. اگر چه در زمان رضا شاه بغیر از تشکیل گروه مطالعاتی کاری نکردند ولی در بعد از سوم شهریور ۱۳۲۰ دائم در مزمت دوران رضا شاه قلم فرسایی کردند. اعضای بلند پایه حزب توده اغلب از شاهزادگان قاجار بودند و کینه بسیاری به رضا شاه داشتند .

از جمله این افراد ایرج اسکندری و مریم فیروز دختر فرمانفرما بودند که با اضافه شدن نورالدین کیانوری نوه شیخ فضل الله نوری مثلث شوم قجر- آخوند را در حزب توده تشکیل دادند.

این سه گروه بعد از حمله متفقین در سال ۱۳۲۰ و تبعید رضا شاه قدرت را بدست گرفتند و نتیجه ۱۲سال نفوذ آنها در دولت و مجلس چیزی جز آشوب و هرج و مرج و توقف نوسازی شروع شده در زمان رضا شاه نبود.

اینان در سال ۱۳۳۲ تا آستانه سرنگونی پهلوی رفتند ولی با کمک ارتش و مردم و کمک دولت آمریکا موفق به این کار نشدند.

از سال ۱۳۲۰ تا کنون که ۸۳ سال میگذرد ائتلافی از این گروهها دائما تمام مشکلات جامعه ایران را به گردن رضا شاه می اندازند و افسانه سرایی های بسیاری در مورد دوران قبل از رضا شاه کردند. اینان مخصوصا در سال ۵۷ با همین افسانه سرایی ها در مورد سلسله پهلوی، جمهوری اسلامی را جایگزین آن کردند که ثمره ۴۶ سال آن جز فقر و بدبختی و فلاکت برای ایرانیان چیزی دیگری نداشته.

با شتاب گیری تکنولوژی ماهواره و اینترنت و تلفن های هوشمند و آگاهی ایرانیان از گذشته خود و عملکرد فاجعه بار جمهوری اسلامی، این بار ایرانیان با آگاهی به تاریخ معاصر خود نگاه کردند و به ابهت سیستم مدرنیست، سکولاریست و ناسیونالیست سلسله پهلوی و مخصوصا رضا شاه پی بردند.

این بار مشاهده میکنیم که آنچه این روزها گفته میشود در رسای خدمات آن پدر و پسر است و دیگر نامی از دشمنان آنها به زبان نمی آید. این مثلث شوم هنوز وجود دارد و هنوز فعالیت میکند تا آنچه از ایران باقی مانده است را نیز نابود کند. به هوش باشیم که دیگر فریب این مثلث را نخوریم و ایران را به ساحل امن تاریخ رهنمون سازیم.

این جمله کلیدی را هرگز فراموش نکنیم که تاریخ قضاوت خود را میکند و خدمتگزار را از خائن تمیز میدهد.

*دکترای علوم سیاسی، نویسنده و تحلیلگر سیاسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

درخواست عضویت

جهت در خواست عضویت در حزب لطفا فرم زیر را تکمیل فرمایید.