نویسنده: دکتر توماج آریان*
روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ روزی است که دوستداران مصدق از آن عاشورای ثانی ساخته اند و ۷۱ سال با آن روزگار ملت ایران را سیاه کردند .
در این نوشته قصد دارم تاریخچه ای کوتاه از زندگی نامه سیاسی محمد مصدق را بطور خلاصه شرح دهم.
- محمد مصدق السلطنه از اشراف قاجار و خواهر زاده فرمان فرمای زمین خوار و ظالم بود و در انقلاب مشروطیت کوچکترین نقشی نداشت و به هیچ عنوان از آن حمایت نکرد.
محمد مصدق در جریان به توپ بستن مجلس توسط محمد علی شاه و آغاز استبداد صغیر از این جریان حمایت کرد. - محمد مصدق در مجلس شورای ملی اول نماینده اصفهان در مجلس بود و از مجلس بدلیل جعل شناسنامه و بالا بردن سن خود برای رفتن به مجلس،از مجلس شورای ملی اخراج شد.
- ایشان بعد از آنکه از سفر فرانسه و سوییس بازگشت ،در بوشهر پیاده شد و بلافاصله با حمایت کنسول انگلستان در جنوب والی فارس شد.از مهمترین اقدامات ایشان یکی سرکوب مستقیم دلیران تنگستان و رئیس علی دلواری بود که با تجاوزات انگلستان در نبرد بودند و دیگری تقاضا از نیروهای انگلستان برای اعزام نیرو به بحرین برای ایجاد امنیت در این جزیره ایرانی بود که این اقدام آغاز جدا شدن بحرین از ایران شد.
- محمد مصدق از عوامل اصلی لژ فراماسونری آدمیت بود.هم خود ایشان در خاطراتش اعتراف می کند و هم نام ایشان در کتاب اسماعیل رایین بعنوان رکن اصلی فراماسونری در ایران آمده است.
در ضمن ادعای ایشان مبنی بر اخذ دکترای حقوق از کشور سوییس با عنوان تز ارث در اسلام سالهاست که رد شده.مرحوم شمشیری به سوییس رفت و این دانشگاه سوییسی کتبا اعلام کرد که چنین شخصی از این دانشگاه مدرک دکترا نگرفته است.
اصولا تا سال ۱۹۱۶ این دانشگاه در مقطع دکترا دانشجو حقوق نپذیرفته.مصدق فارغ التحصیل سال ۱۹۱۴ در این دانشگاه بود به ادعای خودش….. - تلاشهای مخرب محمد مصدق در مجالس چهارم و پنجم برای اختلال در کار دولت سردار سپه (رضا شاه)و مخالفت با لایحه های دولت و همچنین مخالفت با اعلام جمهوری توسط سردار سپه و مخالفت با تغییر سلطنت قاجار بود.
- در سال ۱۳۲۹ سپهبد علی رزم آرا با شرکت نفت انگلیس توافقی کرد که در آمد ایران از نفت به پنجاه در صد افزایش پیدا کند که در آن زمان این توافقی بسیار خوب بود.
ناگهان در اسفند ماه ۱۳۲۹رزم آرا به دست فداییان اسلام ترور می شود .مصدق و دوستانش بلافاصله قانون ملی شدن صنعت نفت را به مجلس می برند و لایحه را تصویب می کنند و محمد مصدق نیز به عنوان نخست وزیر انتخاب می شود.
سه ماه بعد با پیشنهاد دولت محمد مصدق و تصویب مجلس ،قاتلان رزم آرا عفو می شوند.(لطفا پیدا کنید پرتقال فروش را) - انحلال شرکت نفت ایران و انگلیس و ملی شدن آن در آن روزگار بزرگترین لطمه را به ایران زد.حدود بیست در صد فعالیت این شرکت در ایران بود و پروژه های بزرگی در تمام دنیا داشت .
با انحلال این شرکت،ایران از منافع تمام پروژه های خارج از ایران این شرکت محروم شد و بزرگترین سود در این انحلال به انگلستان رسید.
ایران در دو سال بعد نه نفت زیادی استخراج کرد و نه صادر کرد زیرا در تحریم جهانی قرار گرفت.اقتصاد کشور در آستانه سقوط قرار گرفت و تورم بیداد کرد.در سال ۱۳۳۲ عملا کشور ورشکست شده بود و مردم بسیار ناراضی و خشمگین از دولت محمد مصدق. - محمد مصدق در مرداد ۱۳۳۲ مجلس شورای ملی و سنا را منحل کرد و ادعا کرد که این مجلس با خواست ملت تطابق ندارد.
البته انتخابات این دو مجلس را هم خود دولت مصدق انجام داده بود.در غیاب مجلسین ،شاه طبق قانون اساسی می توانست نخست وزیر را عزل و نخست وزیر جدید تعیین کند.
شاه با توجه به اوضاع بحرانی کشور،محمد مصدق را عزل و فضل الله زاهدی را به عنوان نخست وزیر تا تشکیل مجلس شورای ملی تعیین کرد.
محمد مصدق نامه عزل را دریافت کرد و پذیرفت ولی با فشار حسین فاطمی به مخالفت با این حکم پرداخت.
شب هنگام فرستاده پیام را دستگیر و به ارتش و شهربانی آماده باش داد و فردا نیز گروههای حزب توده و … شروع به پایین آوردن مجسمه های شاه و آتش زدن روزنامه های طرفدار پادشاهی کردند.
بیشتر عکسهایی که در مورد ۲۸ مرداد بعدا منتشر شد ،اتفاقهای روز ۲۶ و ۲۷ امرداد و خشونت های طرفداران مصدق است. - در روز ۲۸ امرداد طرفداران آیت الله کاشانی و مردم و در پایان تعدادی از ارتشیان توانستند بر اوضاع مسلط شوند و محمد مصدق در عصر ۲۸ امرداد در نامه ای رسمی استعفا داد و استعفای خود را به اردشیر زاهدی تسلیم کرد و حتی به پای اردشیر زاهدی افتاد و تمام تقصیرها را به گردن فاطمی و حزب توده انداخت.
ولی در دادگاه شروع به فرافکنی کرد و بارها غش نمود و از اینجا عاشورای ۲۸ امرداد توسط محمد مصدق کلید خورد و توسط دوستانش ادامه یافت.
نتیجه:
تاریخ را همیشه فاتحان می نویسند ولی یک استثنا وجود دارد و آنهم در ایران و اتفاقات روز 28 مرداد است که برعکس تاریخ را شکست خوردگان به دروغ نوشتند.شکست خوردگان اینگونه این اتفاق را در اذهان شکل دادند که دولت محمد مصدق یک دولت آرمانی ،دموکرات و کارا بود و اگر این دولت خلع نمی شد تمام مشکلات ایران حل می شد و ایران بر فراز قله دموکراسی دنیا جای می گرفت.
همین توهم در سالهای بعد با رنگ و لعاب بیشتری بزرگتر شد و منجر به انقلاب سال ۱۳۵۷ گردید.در حقیقت اندیشه مصدق و پیروانش را می شود در انقلاب ۵۷ دید.
این انقلاب آینه تمام عیار محمد مصدق و یارانش بود.میراث محمد مصدق چیزی جز سراب و توهم نبود،و این سراب وتوهم توسط یاران وفادارش نظیر کریم سنجابی،مهدی بازرگان،یدالله سحابی،ابراهیم یزدی،صادق قطب زاده و… همچون سیلی ویرانگر بر ملت ایران فرود آمد و همه چیز را از بین برد.
*دکترای علوم سیاسی.نویسنده و تحلیلگر سیاسی